جمعه, 30 تیر 1396
یکشنبه, 06 فروردين 1396 ساعت 10:25

" بودن " یا " ماندن " بحث بر سر این است

دکتر محسن ایلچی

 

 

 


نزدیک به 9 سال از شروع فعالیت «کانون» می گذرد.در این دوره بیش از 3250 روزه؛حیات تشکل خود انتظام ما با فراز و فرودهای متعددی رو به رو بوده است.از زمان تولد تاکنون؛ حیات«کانون« را می توان در چند کلمه واقعی توصیف کرد:«شور،امید،تلاش،تقلا،بی مهری ها،کم لطفی ها،سکوت و ... باز شور، امید،تلاش و... تا به امروز».
برهیچ سیاستمدار و دولتمردی پوشیده نیست که توسعه کیفی و گسترش کمی فعالیت حرفه ای اعضای «کانون» طی سال هایی که از عمر آن می گذرد، می توانست از بروز آسیب های ساختاری در نظام اقتصادی کشور پیشگیری کند.
منظور از بروز آسیب های ساختاری- در ذهن تمامی کسانی که نسبت به اهداف عدم استفاده آگاهانه از مشاوران در بخش تقاضا اشراف دارند-، کاملا مشخص است.
توسعه نظام مند فعالیت شرکت های مشاور، نظیر آنچه که در کشورهای دارای تجربه صنعتی مناسب مشاهده می شود، از بروز فساد سیستماتیک در روند اجرای پروژه ها و مگا پروژه ها پیش گیری کرده، از تخصیص نابهینه منابع کمیاب نظام بانکی در راستای اهداف اقتصاد سیاسی جلوگیری کرده و زمینه اجرای طرح هایی را فراهم ساخته است که در مسیر توسعه اقتصادی آن کشور قرار داشته است و در این میان، مشاوران، زیر چتر کانون گرایی و تشکل گرایی توانسته اند، زمینه توسعه فعالیت حرفه ای، حضور فنی و سیاستی شان را در ابعاد مختلف در بخش های مختلف اقتصاد ها افزایش دهند.
اما تجربه ایرانی توسعه نظام مشاوره با آنچه که در کشورهای الگو در قالب «مسیر طی شده» به دست آمده است، تفاوت فاحشی دارد.
اول اینکه، دولت به مثابه نهاد اجتماعی (نه به ارجاع متعارف آن در گفتمان سیاسی روز)، با وجود انکه از ابتدا، تأسیس و گسترش فعالیت مشاوران را در قامت «کانون» ضروری فرض می کرد، اما در میانه راه، همزمان با تقویت قدرت مدنی «کانون» و واکنش نهادهایی که همه از سرگذشت آن اطلاع کامل دارند، پا پس کشید و همراه همیشگی نشد.
در نهایت، با وجود اینکه این نهاد حیاتی چندین ساله دارد، اما به سختی می توان اطلاق کرد که در مرحله بلوغ قراردارد. تردید نکنیم که جایگاه کانون طی سال هایی که گذشت می توانست، فراتر از سطح کنونی باشد، اما رویکردها و استانداردهای رفتاری دوگانه، زمینه عدم تحقق کامل اهداف عالیه کانون را فراهم ساخته است.
از این رو، به نظر می رسد که از ابتدای سال جاری،مسئولان «کانون»،خواسته یا ناخواسته با یک سوال جدی رو به رو شدند.«بودن مؤثر» یا «ماندن غیر مؤثر»؟
به بیان ساده تر باید گفت، در دوره نه ساله ای که از عمر کانون می گذرد، دو رهیافت به عینیت وجود دارد. نخست اینکه «ببیند،بکشد و بنشیند و درنهایت دم نزند» یا «اینکه نسبت به نا مهربانی ها و کم عنایتی ها واکنش مناسب نشان دهد.» پاسخ به این پرسش، تکلیف سیاست ارتباطی «کانون» را تحت عنوان «از این به بعد» مشخص می کند.
طراحان سیاست های «کانون» طی نشست های متعددی که در حوزه ارتباطات به عنوان قلب تپنده کانون (چون رابطه هم گرایی میان حیات مؤثر یک تشکل با ارتباطات درون و برون کانونی آن وجود دارد) به این نتیجه رسیده اند که کانون در راستای واقعیت خاستگاه وجودی اش، وظایف ذاتی و مأموریت های تکلیفی باید «صدای رسای اعضای خود باشد» تا«کانون گرایی دوام و قوام یابد» و همه اعضا در کوران های اقتصادی، زیر چتر کانون بمانند. به همین دلیل، پاسخ نهایی، یک انتخاب بیشتر نبوده که، آن هم «بودن مؤثر» است.
«بودن مؤثر»، ملزوماتی دارد. حضور مؤثر کانون درمحافل اقتصادی کشور، نیازمند استراتژی برون گرایی ارتباطی است. یعنی اینکه کانون می باید از این پس، ضمن تعامل گرایی با تمامی اعضای متعهدش، در تمامی رویدادهای اثرگذار و مرتبط با کانون حضور داشته باشد.ارتباطات مؤثر و هدفگذاری شده اش را با رسانه های هدف افزایش دهد.نسبت به کنش های پیرامونی که حقوق مشاوران را مورد تعدی قرار می گیرد، کرخت و ساکن نباشد.از دیدگاه های اثربخش اعضا برای توسعه مجاری ارتباطی، رایزنی ها (گسترش لابیرنت) بهره جوید و در مسیر برون گرایی حرکت کند، چرا که دوره تحمل، خودخوری، درخود فرو ریختن، محافظه کاری و سکوت دم ندادن، رهاوردی جز کاهش دامنه نفوذ و کم اثر شدن پژواک خواسته ها و مطالبات فنی و انباشته شده کانون مداران نداشته است.
به نظر می آید ،«از این به بعد» باید این گونه بود،چون بودن آن گونه با نبودنش تفاوتی ندارد.

ورود اعضا