زنگ خطر براي اقتصاد جهاني به صدا درآمده است

تاریخ انتشار : 1405/01/17

تهران- ايرنا- يک کارشناس اقتصادي با اشاره به کاهش محسوس رشد اقتصادي آلمان تأکيد کرد بحران انرژي و افزايش قيمت نفت به عامل تعيين‌کننده در آينده اقتصادهاي صنعتي تبديل شده و در صورت تداوم تنش‌هاي ژئوپليتيکي، جهان ممکن است با شوک نفتي تازه و رکود گسترده اقتصادي روبه‌رو شود.

رحمان سعادت، کارشناس اقتصادي، در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي ايرنا، درباره رشد اعلام شده اقتصاد آلمان در ماه‌هاي ابتدايي سال ميلادي جاري که تقريباً به نصف کاهش يافته و اين موضوع تحت تأثير تحولات يک ماه اخير ارزيابي مي‌شود، بيان کرد: در نيم‌قرن گذشته و بخصوص ۲۰ سال اخير، انرژي نقش تعيين‌کننده‌اي در صنعت، تجارت و رشد اقتصادي داشته است. در واقع صنعت، تجارت و رشد اقتصادي کاملاً به يکديگر وابسته‌اند و موتور محرک صنعت نيز انرژي محسوب مي‌شود.

وي ادامه داد: به بيان ديگر، حتي اگر کشوري از فناوري پيشرفته و نيروي انساني متخصص برخوردار باشد، بدون دسترسي پايدار به انرژي، رشد اقتصادي آن به‌شدت کاهش مي‌يابد. به همين دليل بسياري از کارشناسان معتقدند جنگ‌هاي اخير در کنار ابعاد فناوري، در اصل جنگ انرژي هستند؛ زيرا هر کشوري که انرژي ارزان‌تر، در دسترس‌تر و داراي امنيت انرژي باشد، شانس موفقيت اقتصادي بيشتري خواهد داشت.

سعادت ادامه داد: نگراني جهاني درباره انرژي کاملاً منطقي است و همه کشورها بايد آن را جدي بگيرند. در مورد آلمان نيز بايد توجه داشت که اين کشور يکي از مهم‌ترين قدرت‌هاي صنعتي جهان است و در اروپا جايگاه نخست صنعتي را در اختيار دارد. رشد اقتصادي آلمان مستقيماً به وضعيت انرژي وابسته است.

اين استاد دانشگاه اضافه کرد: کشورهايي مانند انگليس يا فرانسه در بخش‌هاي خدمات و کشاورزي نيز درآمد قابل توجهي دارند، اما آلمان اساساً يک اقتصاد صنعتي محسوب مي‌شود و بخش عمده قدرت اقتصادي آن بر صادرات صنعتي استوار است. اگرچه چين و برخي کشورها صادرات گسترده‌اي دارند، اما صادرات صنعتي آلمان همچنان جايگاه ويژه‌اي در جهان دارد. به همين دليل نگراني دولت آلمان درباره امنيت انرژي کاملاً قابل درک است. هرگونه اختلال در تأمين انرژي مي‌تواند روند رشد اقتصادي اين کشور را کنترل يا حتي متوقف کند. از سوي ديگر، آلمان نسبت به بسياري از کشورهاي اروپايي جمعيت بيشتر و پذيرش مهاجران گسترده‌تري دارد و همين موضوع حساسيت اقتصادي و اجتماعي آن را افزايش مي‌دهد.


ترامپ کل جهان را در معرض جنگ و تهديد قرار داده است

سعادت با اشاره به صحبت هاي ترامپ مبني براينکه مي‌خواهد ايران را به «عهد حجر» بازگرداند؛ موضوعي که از نگاه بسياري خلاف موازين بين‌المللي تلقي مي‌شود. برداشت شما از اين اظهارات چيست گفت: در ارتباط با گفتمان‌هايي که از سوي ترامپ و برخي اطرافيان او از جمله وزير خارجه يا وزير دفاع آمريکا مطرح مي‌شود، معمولاً شاهد استفاده از ادبياتي هستيم که چندان سنجيده به نظر نمي‌رسد. اگر واقع‌بينانه نگاه کنيم، عملياتي شدن چنين ادعايي تنها در دو حالت امکان‌پذير است؛ نخست وقوع حملات نظامي بسيار گسترده و دوم استفاده از سلاح هسته‌اي.

وي اضافه کرد: در واقع تنها سلاح هسته‌اي مي‌تواند زيرساخت‌هاي صنعتي، کشاورزي و انساني يک کشور را به‌طور کامل نابود کند و چنين اقدامي خطري براي کل جهان محسوب مي‌شود. اگر چنين سناريويي رخ دهد، جهان عملاً وارد جنگ جهاني سوم خواهد شد؛ جنگي مشابه جنگ جهاني دوم که مي‌تواند اقتصاد جهاني را دهه‌ها به عقب بازگرداند.

اين استاد دانشگاه تصريح کرد: بنابراين حتي طرح چنين ادعاهايي نيز بسيار خطرناک است و از نگاه من، بيان اين نوع تهديدها براي يک فرد عادي هم قابل پذيرش نيست، چه برسد به فردي که در رأس قدرت سياسي قرار دارد. تنها نهادي که مي‌تواند مانع گسترش چنين ادبياتي شود، سازمان ملل متحد و قدرت‌هاي اثرگذار جهاني مانند چين و روسيه هستند که مي‌توانند از مسيرهاي حقوقي و ديپلماتيک مانع تشديد اين فضا شوند.

اين کارشناس اقتصادي در عين حال تاکميد کرد: به اعتقاد من، اين سخنان بيشتر جنبه لفاظي دارد، اما اگر خداي نکرده عملي شود، تهديد آن صرفاً متوجه ايران نخواهد بود، بلکه کل جهان را در معرض خطر جنگ هسته‌اي قرار مي‌دهد.

ذخاير راهبردي نفت پاسخگوي کامل بازار نيست

سعادت با اشاره به پيش بيني بانک امريکايي جي پي مورگان؛ ذخاير راهبردي نفت و انرژي ازاد شده حداکثر تا ۲۰ آاوريل يعني کمتر از سه هفته ديگر مي تواند به کنترل بهاي نفت کمک کند. در اين صورت ايا شاهد بازگشت کشورهاي مدعي توسعه به عقب نخواهيم بودپاسخ داد: واقعيت اين است که پس از جنگ‌هاي اعراب و اسرائيل و بحران انرژي دهه ۱۹۷۰، کشورهاي واردکننده نفت تصميم گرفتند ذخاير راهبردي انرژي خود را افزايش دهند تا در شرايط بحراني از آن استفاده کنند. اکنون نيز برخي کشورهاي صنعتي، به‌ويژه آمريکا، داراي ذخاير قابل‌توجهي هستند و از اين ابزار براي کنترل بازار استفاده مي‌کنند.

وي در پايان خاطرنشان کرد: علاوه بر اين، استفاده از منابع نفتي پرهزينه مانند شن‌هاي آغشته به نفت در کانادا يا ساير مناطق جهان زماني که قيمت نفت از سطح ۱۰۰ دلار عبور مي‌کند، اقتصادي شده و وارد چرخه توليد مي‌شود. اين عوامل مي‌تواند تا حدي به کنترل قيمت‌ها کمک کند. با اين حال، با توجه به رشد تقاضاي جهاني براي انرژي ـ به‌ويژه پس از تبديل چين به يکي از قدرت‌هاي اصلي اقتصاد جهاني ـ عرضه ناشي از ذخاير راهبردي يا منابع پرهزينه نفتي نمي‌تواند پاسخگوي کامل بازار باشد. از اين رو احتمال دارد جهان پس از حدود ۷۰ سال بار ديگر با يک شوک نفتي جديد مواجه شود؛ شوکي که در کنار تهديدات نظامي مي‌تواند به يک تهديد جهاني در حوزه انرژي تبديل شده و آثار آن به‌تدريج در اقتصاد بين‌المللي نمايان شود.