مدیران شرکت های عضو کانون بایستی چند مهارت داشته باشد

تاریخ انتشار : 1405/02/02

 صدرا محمدی- بر اساس آخرین بررسی ها و مدل های مدیریت روز هر مدیر بایستی از 3 خصوصیت مهارتی مدیریتی به شرح ذیل بر خوردار باشد.

حال به فراخور هر سازمان و حتی هر واحد این سه مهارت جاری و ساری و به نسبت در جریان می باشد.

بر اساس آخرین بررسی ها و مدل های مدیریت روز هر مدیر بایستی از 3 خصوصیت مهارتی مدیریتی به شرح ذیل بر خوردار باشد.

حال به فراخور هر سازمان و حتی هر واحد این سه مهارت جاری و ساری و به نسبت در جریان می باشد.

مهارت اول:

مهارت انسانی:

این مهارت، مهارت الزامی است. یعنی این که هر فرد در هر رده از سازمان می بایستی از مهارت های انسانی برخوردار باشد که این مهارت متأثر از مذهب و شخصیت خانوادگی فرد می باشدکه هم اکتسابی است و هم ذاتی. نمی شود گفت که فلانی مدیر خوبی است ولیکن اخلاق ندارد یا پایبندی او به ارزش ها کم است. این نقیصه در مدیریت روز جایگاهی ندارد و لاجرم کار به سرانجام مقصود نمی رسد.

مهارت دوم:

مهارت فنی:

این مهارت بیشتر در جریان سطوح اجرایی و مدیران میانی متبلور است زیرا که آنها هستند که بایستی به ضوابط و مقررات و مناسبات   سازمانی واقف و سیاست گذاری انجام شده سازمانی را به بهره وری رساند و فرآیند هایشان اثر بخش باشد.

مهارت سوم:

مهارت ادراکی:

این مهارت بیشتر در مدیران سطوح بالایی و ارشد و راهبران سیستم است. چرا که با این مهارت چشم انداز سازمان و افق را مشخص و  متناسب با اهداف عالیه وضع و سیاست گذاری می کنند.

سوال کلیدی در اینجا مطرح است که نسبت این مهارت ها در هریک از مدیران بایستی چگونه باشد؟

به طور قطع مهارت انسانی در تمام سطوح مدیریت بایستی یک اندازه برخوردار باشد و نمی شود استثناء قائل شد که در فردی در سطوح سازمانی متفاوت باشد.

ولیکن مهارت فنی در سطوح مدیران اجرایی و عملیاتی به مراتب بایستی بیشتر و بالاتر از مدیران مشاغل در سطوح دیگر باشد. دانش فنی این دسته از مدیران بسیار لازم و ضروری بوده و اصول بهره وری و نتایج حاصل عملکرد این رده از مدیران است.

و اما مهارت ادراکی مختص مدیران ارشد است و مدیران در سایر سطوح نیاز به این مهارت در سطح وسیع و کلان آن نداشته و نیازی هم نیست که بدانند.

حال جهت تقسیم بندی این سه مهارت جدول ذیل ترسیم و نسبت ها مشخص می شود:

آنالیز جدول:

  1. مهارت انسانی به یک نسبت در سه سطح سازمانی ساری و جاری است.
  2. مهارت فنی در سطح میران عالی صرفاً درصد ناچیزی است.
  3. مهارت ادراکی در سطح مدیران اجرایی صرفاً درصد ناچیزی است.

نتیجه: با رده بندی سازمانی شکل گرفته هیچ مدیری نمی تواند در شرح وظایف مدیر دیگری دخالت کند و آن درصد ناچیز صرفاً ترازمندی اقدامات است.

نتیجه اخلاقی:

  1. اگر مدیر عالی سیاستی وضع کرد و دستوری داد این دستور پایه در مهارت ادراکی آن دارد که در سایر مدیران نیست پس مدیران (اجرایی/فنی) نباید تفسیر کنند و تنها متناسب با آن درصدی که سهیم در مهارت ادراکی هستند رفتار و بازخورد مثبت دهند.
  2. اگر در مدیران عالی، میانی و اجرایی در مسائل انسانی ناهنجاری مشاهده شد، مقصر هستند و رده سازمانی قرار گرفته درآن نمی تواند توجیه این ضعف مهارت انسانی را داشته باشد.
  3. اگر یک مدیر اجرایی متخصص در فن سازمانی است بخواهد بیش از درصد ادراکی خود اظهار نظر کند این تداخل محسوب شده و راندمان سازمانی را پایین می آورد.
  4. حال شما خواننده محترم این مهارت را در گروه کاری خود آنالیز کنید و سعی کنید در راستای این اصل مهم مدیریتی رفتار بهینه داشته باشید.