تاریخ انتشار : 1405/07/13
مزدا دالوندی
مدیر واحد نظارت و بازرسی
امروزه در جامعه اقتصادی کشور صحبت از تأمین مالی به کرات از طرف صاحب نظران و متولیان امر در بخشهای حاکمیتی و بالادستی و خصوصی مطرح و حائز اهمیت شده است . در این مقاله به زبان ساده و صرف نظر ازاینکه آیا موضوع با چه کیفیتی میتواند در ماموریتهای کانون باشد یا خیر، صرفاً به عنوان مقالهای علمی مرقوم و از طرف نگارنده جهت بهرهمندی تقدیم میشود.
روش اول در تامین مالی: وجود سرمایه شخصی برای شروع یک کسب و کار که فرد حقیقی با استدلال کامل و با اختیار و با تامین منابع فعالیت را شروع میکند.
نقش کانون و شرکتهای عضو در این روش میتواند شناسایی افراد و مشاوره فنی درست و هدایت نقدینگی به بخش کسب و کار مورد نظر باشد.
کانون می تواند با ساز و کاری این جامه هدف را شناسایی و به شرکت های خود معرفی کند و شرکتهای عضو می توانند با رایزنی و روابط عمومی خوب ایشان را شناسایی و در چارچوب آئیننامههای کانون قرار داد همکاری تنظیم و طرح را تدوین کنند.
روش دوم وام بانک: مصطلح است که بانکهای دولتی و خصوصی جهت کسب و کارهای دارای سابقه و جریان نقدی با حفظ حاکمیت شرکتها با بهره و وثیقه و تعهد بازپرداخت این مهم را انجام دهند.
در این روش نقش کانون تنظیم تفاهمنامهها به بانکهای عامل و تعیین چارچوب بهرهمندی از این منابع در سطح کشور میتواند باشد که هماکنون جاری و ساری است.
در این روش علاوه بر تفاهمنامهها شرکتهای عضو میتوانند با بهرهمندی از مقررات دولتی و تجاری و حساسیت نهاد های نظارتی بالا دستی نظیر دیوان محاسبات و بازرسی کل کشور برای بانکهای دولتی و نیمهدولتی و قانون تجارت و مقررات .بانک مرکزی برای بانکهای خصوصی بهره جسته و با معرفی خود و برقراری جلسات محلی و استانی در راستای رتبه و گرایشهای مصوب خود بازار یابی کرده و باکلید واژه کد رهگیری قراردادها نسبت به جذب بازار بالقوه اقدام و طرحها را تدوین و ارائه نمایند.
روش سوم تسهیلات دولتی: حاکمیتی دستوری میباشد که دولت حسب شرایط کشور برای رونق کسب و کارهای واجد شرایط نرخهای سود ترجیحی حمایتی را.اعلام و با فرآیندهای بعضا طولانی و شرایط احراز سخت متقاضیان حقیقی و حقوقی را تشویق به بهرهمندی از تسهیلات تکلیفی میکند.
در این روش نقش کانون در مواردی از جمله وام مزدوجین "ترهین ملک مستاجرین ، فرزندآوری و کسب کارهای روستایی و زیر رقم حدنصاب بوده و اصولا استفاده از این تسهیلات مبری از تدوین و تبیین طرح توجیحی میباشد.
ولیکن میتواند با تعاملات برون سازمانی برای بانکهای عامل پیشنهادات و چارچوبهای فنی ارائه داد که قطعاً مورد پذیرش بوده و با این تعامل همکاری در طرحهای کلان را سبب خواهد شد.
روش چهارم سرمایهگذاری: جسورانه(vc )میباشد که عموماً استارتاپهای با رشد بالا جامه هدف این روش هستند که با داشتن یک راه ارتباطی و مشاوره مدیریتی با واگذاری بخشی از مالکیت خود که میتواند نقطه ضعف این روش هم باشد کار را انجام دهند.
نقش کانون در این نوع سرمایهگذاری همانطوری که از اسمش برآورد میشود جسورانه باید وارد بازار جامعه شده و شرکتها خود را پرزنت کنند و در یک محیط رقابت کاملا سالم و اغلب با هم افزایی و کنسرسیوم اهداف خود را جلو برده و با تدوین طرحهای فنی از هیجانات ذاتی ناشی از این نوع روش تامین مالی کاسته و فرایند را کنترل کنند.
روش پنجم افزایش سرمایه: که عموماً مناسب شرکتهای سهامی خاص و عام بوده که جذب منابع قابل توجهی داشته باشند البته با این کار قطعا درصد مالکیت سهامداران فعلی تقلیل و کاهش مییابد.
نقش کانون شناسایی این دسته از شرکتهای سهامی و معرفی آن در سایت جهت بهرهمندی شرکتهای عضو میباشد و شرکتهای عضو هم با توجه به رسته و رتبه و رده خود ایفای نقش کرده و در محیط رقابت سالم شرکتهای سهامی را برای این مهم توجیه فنی کنند.
روش ششم انتشار اوراق مرابحه: توسط شرکتهای بزرگ است که با نرخ مشخص تامین مالی کرده قطعا فرآیند پرهزینه ای و رعایت با چالش الزامات قانونی دارند.
کانون میتواند با نقشآفرینی حضور به موقع در جلسات کارشناسی و زمان تدوین انشار اوراق مرابحه حضور فعال داشته و از ایتدا شرکتهای خود را بعنوان ابزار مالی و اصلی مصرف حاصله از منابع جمع شده از اوراق معرفی کرده و فرآیند کار را با بازخورد خوب تضمین کند.
روش هفتم انتشار اوراق اجاره : توسط شرکتهای دارای املاک غیرمنقول است که به صورت بلند مدت بدون فروش مستقیم تامین مالی کرده البته این روش ذاتا یک فرایند و ساختار پیچیده و الزامات خاص اجرایی خود را دارد
نقش کانون در این روش شناسایی مالکان پروژهها میباشد و با شرکت در جلسات آنها طرح و تصویری از فرآیند انتشارو فروش اوراق . نحوه واریز به حسابها وتضامین و شرکا و در نهایت سلامت فنی کار را در طول مدت اعتباراوراق نقش و حضور مستمر داشته باشند.
روش هشتم صکوک : شرکتهای بزرگ می باشد که در مقیاس بسیار بالا نسبت به جذب سرمایه کرده و فرایند حقوقی و اجرایی نسبتا پیچیده ای را هم دارد.
نقش کانون در مسایل بورس و فرابورس لازم ومبرهم و لازم است احیا شده و با اظهار نظر در شرایط فنی و اجرای نسبتا پیچیدهای در تدوین طرحها نقش افرینی داشته باشیم و این شرایط نسبتا سخت را علمی و محکمه پسند کنیم.
روش نهم تامین مالی جمعی: از کسب و کارهای کوچک و پروژهها دانست که توسط آن دسترسی به اندک سرمایه ها(جیرینگ) در جامعه آماری به تعدادی زیاد و سرمایهگذار را سبب میشود که البته تعیین سقف مجاز از الزامات این روش است.
کانون مشاوران اعتباری و سرمایهگذاری بانکی میتواند با تدوین دستورالعمل و آئیننامه این مهم شرکتهای خود را به این میدان خرد وارد کرده و پروژهها را سبک و سیاق دهد.
روش دهم عرضه اولیه(lpo): برای شرکتهای بالغ و سودآور را دانست که میتواند با عرضه اولیه سهام به مقادیر قابل توجه سرمایه گسترده دست یابند.
کانون میتواند با مذاکره با این دسته از شرکت ها مثلا در صنایع غذایی(بیژن، فامیلا و...) این موضوع را برای مدیران عامل و صاحبان کارخانه و حرف تبیین کرد و سرمایه عظیمی که جذب میشود (اعتماد مردم به این شرکتها ذاتا مثبت است) را برای توسعه، تجهیزات، نوسازی و یا ایجاد در طرح مکمل مدیریت امکانسنجی و راهبری داشته باشد.
در انتها تصدیع حقیر را پذیرا باشید، قطعاً با توجه به بازار روز جهانی و تعاملات ویژه که وجود دارد و برنامه بالقوه هوش مصنوعی تعداد روشهای تامین مالی بسیار متنوع و دارای نوسان و تعدد خاص خود را دارد.
معالوصف نگارنده به تشخیص این ده روش را شاخص و مهم و کاربردی دانسته که بدینوسیله تقدیم حضورتان می گردد و ان شاالله مفید واقع شود.